20موتمرین و نصب اپ

مقاله آموزشی 20مو

تفاوت fun و funny در انگلیسی؛ سرگرم‌کننده یا خنده‌دار؟

دو کارت آموزشی fun برای تجربهٔ لذت‌بخش و funny برای چیزی که باعث خنده می‌شود

با مثال‌های روزمره یاد بگیرید چه زمانی fun برای تجربهٔ لذت‌بخش و چه زمانی funny برای خنده‌دار یا عجیب‌بودن به کار می‌رود؛ همراه تمرین و پاسخ.

اگر آخر هفتهٔ خوبی داشته‌اید، باید بگویید It was fun یا It was funny؟ واژه‌ها شبیه‌اند، اما شنونده از آن‌ها دو برداشت متفاوت می‌کند. Fun به لذت‌بردن از یک تجربه مربوط است؛ funny معمولاً چیزی را توصیف می‌کند که می‌خنداند و گاهی هم معنی «عجیب» می‌دهد. با چند موقعیت ساده می‌توانید این تفاوت را در نوشتن و مکالمه به کار ببرید.

فرق fun و funny در یک نگاه

وقتی یک بازی، سفر یا فعالیت برایتان لذت‌بخش بوده است، fun را انتخاب کنید: The game was fun. یعنی «بازی سرگرم‌کننده بود». وقتی چیزی باعث خنده‌تان شده است، funny مناسب‌تر است: The joke was funny. یعنی «شوخی خنده‌دار بود». در راهنمای Cambridge دربارهٔ fun و funny نیز تأکید شده که برای «لذت‌بخش» نباید صرفاً از funny استفاده کرد.

ممکن است یک تجربه هم لذت‌بخش باشد و هم لحظه‌های خنده‌دار داشته باشد. در این صورت هر دو واژه ممکن‌اند، اما هر کدام جنبهٔ متفاوتی را برجسته می‌کند.

fun در چه جمله‌هایی به کار می‌رود؟

Fun به‌عنوان اسم به معنی لذت و سرگرمی است: We had fun at the picnic. یعنی «در پیک‌نیک خوش گذراندیم». ترکیب have fun برای آرزوکردن اوقات خوش هم رایج است: Have fun! یعنی «خوش بگذره!» در این کاربرد، fun اسمِ غیرقابل‌شمارش است؛ پس برای بیان «کلی خوش گذشت» می‌توانید بگویید We had a lot of fun.

در کاربرد گفتاری و غیررسمی، fun صفت هم هست: It was a fun lesson. یعنی «درس سرگرم‌کننده‌ای بود». این کاربرد در مدخل fun در Cambridge Dictionary نیز ثبت شده است. برای تمرین، یک فعالیت واقعی را جای lesson بگذارید و جمله را دوباره بگویید.

funny همیشه فقط «خنده‌دار» است؟

نه. معنی رایج funny «خنده‌دار» است: My friend told a funny story. یعنی «دوستم داستان خنده‌داری تعریف کرد». اما این صفت می‌تواند «عجیب» یا «غیرمنتظره» هم باشد. در جملهٔ The computer is making a funny noise. منظور معمولاً صدای غیرعادی است، نه صدایی که همه را می‌خنداند. مدخل funny در Cambridge Dictionary هر دو معنی را آورده است.

پس جمله را در بافتش بخوانید. اگر کسی دربارهٔ شوخی یا داستان طنز حرف می‌زند، «خنده‌دار» محتمل‌تر است؛ اگر دربارهٔ صدا، بو یا اتفاق غیرمنتظره صحبت می‌کند، «عجیب» می‌تواند معنی درست باشد.

تفاوت دربارهٔ یک شخص

Sara is fun to be with. یعنی «وقت‌گذراندن با سارا لذت‌بخش است». اما Sara is funny. ممکن است یعنی «سارا بامزه است و می‌خنداند»؛ در بعضی موقعیت‌ها هم می‌تواند برداشت «رفتارش عجیب است» ایجاد کند. اگر می‌خواهید تعریف روشنی از همراهی کسی کنید، جملهٔ اول دقیق‌تر است. اگر واقعاً منظور حس شوخ‌طبعی اوست، جملهٔ دوم مناسب است.

در معرفی خود یا دوستتان، پیش از انتخاب واژه از خود بپرسید: «همراهی او لذت‌بخش است، یا حرف‌ها و رفتار طنزش باعث خنده می‌شود؟» این پرسش ساده جلوی یک ترجمهٔ تحت‌اللفظی را می‌گیرد.

دو گفت‌وگوی کوتاه برای مقایسه

A: How was the school trip? — اردوی مدرسه چطور بود؟
B: It was fun. We played games together. — خوش گذشت. با هم بازی کردیم.

A: Why are you laughing? — چرا می‌خندی؟
B: Ali told a funny story. — علی داستان خنده‌داری تعریف کرد.

در گفت‌وگوی اول محور تجربهٔ خوشایند است؛ در دومی دلیل خنده. برای ادامه‌دادن چنین گفت‌وگوهایی، می‌توانید از عبارت‌های مقالهٔ ادامه‌دادن مکالمهٔ انگلیسی کمک بگیرید.

اشتباه رایج: هر «جالبی» funny نیست

فارسیِ «جالب» بسته به موقعیت می‌تواند «لذت‌بخش»، «خنده‌دار»، «عجیب» یا «توجه‌برانگیز» باشد. اگر منظورتان «خوش گذشت» است، The party was fun بگویید، نه The party was funny؛ جملهٔ دوم ممکن است این برداشت را بدهد که مهمانی خنده‌دار یا عجیب بوده است. اگر موضوعی ذهن شما را درگیر کرده، شاید interesting مناسب‌تر باشد. تفاوت «احساس» و «عامل احساس» را در مقالهٔ صفت‌های ed و ing نیز تمرین کرده‌ایم.

تمرین انتخاب واژه با پاسخ

در هر جمله یکی از دو گزینهٔ fun یا funny را بگذارید. پیش از دیدن پاسخ، معنی فارسیِ موردنظر را مشخص کنید.

  1. We had a lot of ___ at the park. «در پارک خیلی خوش گذراندیم.»
  2. That joke was really ___. «آن شوخی واقعاً خنده‌دار بود.»
  3. The phone is making a ___ sound. «گوشی صدای عجیبی می‌دهد.»
  4. The class game was ___. «بازی کلاسی سرگرم‌کننده بود.»
  5. My uncle tells ___ stories. «عمویم داستان‌های خنده‌دار تعریف می‌کند.»

پاسخ: ۱. fun، چون دربارهٔ لذت است؛ ۲. funny، چون شوخی می‌خنداند؛ ۳. funny با معنی «عجیب»؛ ۴. fun، چون بازی لذت‌بخش است؛ ۵. funny، چون داستان‌ها خنده‌دارند.

چطور این تفاوت را در صحبت روزمره جا بیندازیم؟

پس از هر فعالیت، یک جمله دربارهٔ لذت‌بردن با fun و یک جمله دربارهٔ بخش خنده‌دار آن با funny بسازید: The game was fun. My friend's comment was funny. اگر می‌خواهید دربارهٔ علایق و شخصیت خودتان بیشتر جمله بسازید، راهنمای معرفی خود به انگلیسی در کلاس را ببینید و تمرین را در مسیر انگلیسی عمومی 20مو ادامه دهید.

برگشت به مقالات